|
مبانی و روشها
|
«اگر از ما بخواهند یک ویژگی را نام ببریم که بهطور مشخص انسان را از سایر موجودات کرۀ زمین جدا کند، کدام ویژگی را انتخاب میکنیم؟ عشق؟ جنگ؟ هنر و موسیقی؟ یا شاید فنآوری؟ بیشتر افرادی که این پرسش را برای مدت طولانی در ذهن داشتهاند، به یک پاسخ واحد رسیدهاند: زبان.
زبان به احتمال قوی، چشمگیرترین مشخصۀ انسان است که میتواند او را از سایر موجودات متمایز کند. زبان، استعدادی که معمولاً به آن بیتوجهی میکنیم، ویژگیهای چشمگیر و حیرتانگیزی دارد.
ما بدون زبان، نمیتوانستیم جهانی را که امروز میشناسیم، به وجود بیاوریم. پیشرفت ما در همهچیز، از موسیقی گرفته تا جنگ، بدون وجود زبان، امکانپذیر نبود. بنابراین بیش از هر مشخصۀ واحد دیگری، این زبان است که ما را انسان میکند؛ و زبانِ انسان، بیمانند است.» (مقدمات زبانشناسی، رابرت لارنس ترسک، ترجمۀ فریار اخلاقی، تهران، نشر نی، 1380)
با آنچه از زبان گفتهشد، جایی برای تأکید بیشتر نمیماند که ابتدائیترین و با اهمیتترین بخش در کارِ طراحی پیام هم، شناخت زبان است. بسته به اینکه درگیر طراحیِ چه نوع پیامی هستیم، به شناخت از جنبههای مختلف زبان نیاز داریم. در کار با متن، لازم است اجزاء متن را کامل بشناسیم. از آوا، واج، حرف، کلمه، جمله، پاراگراف و ... شاید بگوئید: شناخت آوا و واج و حرف، چه ربطی به طراحی پیام دارد، اما بسیارند نمونههایی که نشان میدهند با ندانستنِ این مفاهیم، چه پیامهای سادهای، تبدیل به سختفهمترین پیامها شدهاند.
فردا که از کنار تابلو اعلانات محل کارتان میگذرید، بایستید، کمی تأمل کنید و نوشتهها را با دقت بخوانید. میبینید که در بیشتر موارد، طراحِ پیام(که معمولاً از سادهترین کارکنان روابط عمومیاست) نمیدانسته جملات را از کجا قطع کند و به سطر بعدی برود. نشانهگذاری را نمیدانسته و با تقطیع بموقع و مناسب در زبان فارسی آشنا نیست. این سادهترین مثالیاست که در این زمینه میتوان آورد. طراحی پیام در سادهترین نوع خود، طراحیِ همین اعلانهاست، اینکه بدانیم چگونه بنویسیم تا همکارانِ ما در کمترین زمان ممکن، بیشترین حجم اطلاعات را دریافت کنند و از همه مهمتر، از خواندن و مرورِ پیام، «لذت» ببرند.
نکتهای در تمام مسیر زندگیِ ما جاریاست: این یک قانون طلایی است که در هر موقعیتی، خودمان را به جای دیگران بگذاریم. وقتی مطلبی مینویسیم یا صفحهای را برای روزنامه یا مجلهای طراحی میکنیم، وقتی به طراحی پوستر مشغولیم، وقتی مستند میسازیم، وقتی برنامۀ رادیویی میسازیم، در تمام لحظات کار، خودمان را به جای مخاطب بگذاریم. ببینیم اگر ما جای او بودیم، از دیدن، شنیدن یا خواندنِ این پیام «لذت» میبردیم و آیا دوست داشتیم بیش از یکبار با آن مواجه شویم؟